سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

مدح و مرثیۀ حضرت سکینه سلام‌الله‌علیها

شاعر : مرضیه عاطفی
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل

داشت در چشمش همیشه اشک‌های بی‌هوا            صبح می‌شد هر شبش با گریه‌های بی‌صدا

گُر گرفت و قلبش از غم؛ باز هم آتش گرفت            یادش آمد لحظه‌ای که شعله‌ور شد خیمه‌ها


آب خورد و سخت دلتنگِ عمو عباس شد            گفت با خود زیر لب گاهی: عمو رفتی کجا؟!

عطرِ بابا؛ لحظه لحظه بر مشامش می‌رسید            لحظه‌ای که بوسه می‌زد دست‌هایِ عمه را

در خرابه روی خاک افتاد و دیگر نا نداشت            داشت مانند رقیه خون به دل، تاول به پا

زنده می‌شد داغِ شیرخواره همینکه می‌گذاشت            سر به زانویِ رباب غرق در حالِ عـزا

شاهدِ عینیِ شام و خیزران بود و غروب            یادِ مقتل می‌سرود از غربتِ خـونِ خـدا

از تنِ بابایِ عـطشان رویِ خاکِ قـتلگاه            از فرودِ تیر و نیـزه، از عصایِ بی‌حـیا

عمه زینب روضه‌خوانی کرد و بعدش بیقرار            شد سکـینه شاعرانه؛ راویِ کـرب وبـلا

واژه‌واژه گریه کرد و خط به خط سردرد شد            شعر گفت از آنچه دیده بود در تشت طلا!

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید زیرا تصریح بر شش ماهه بودن در کتب تاریخی متقدم و معتبر نیامده است و این موضوع برای اولین بار در قرن سیزدهم در کتاب ذخیرة الدّارین آمده است!!!، جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.



زنده می‌شد داغِ شش‌ماهه همینکه می‌گذاشت            سر به زانویِ رباب غرق در حالِ عـزا